شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
226
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
و اگر آماده مىشوى از براى [ 63 - ب ] مردهها ، پس زودتر . 27 ، 58 - مسخرهاى به او گفت : طعام نمىخورى ؟ گفت : آنچه از شما باقى ماند ، گفت : چون گفتى اين را ؟ گفت : از براى آنكه شما مىخوريد هر چه من مىخواهم . 27 ، 59 - روزى در آمد پيش اسكندر و شاعرى حاضر بود كه مدح اسكندر مىنمود ، نشست و نانى همراه داشت شروع در خوردن كرد . گفتند او را كه چه مىكنى ؟ گفت اين فايدهمندتر است از شنيدن سخنان دروغ . امر كرد از براى جمعى كه ظرف نقره پيش ايشان نهادند و پيش او نيز ، او از فرا گرفتن « 40 » آن ظرف ابا نمود . اين خبر به اسكندر رسيد ، گفت : سگ را اگر بزند صاحبش همان دنبال او مىرود . گفت اى ملك ، هرگاه گرسنه شدم و ظاهر گرداند غير تو ته نانى را به من تابع او مىشوم . 27 ، 60 - هرگاه كه فعل نيك را به طبع ستايش مىكرده باشى ، پس تو فاضلتر نيستى از كسى كه شر و بدى مىكرده باشد به ارادهء آن كه او را به اين فعل ستايش كنند . به درستى كه بيشترين مردمان مىكنند آن را تا ستايش كنند ايشان را . 27 ، 61 - و گفت : پيش كسى مگوى تا نشنوى سخن او را ، و آنچه در دل اوست از علوم قياس نكنى به آنچه در نفس تست ، پس اگر يافتى او را زياده بر خود ساكت باش و ازو شنو ، و الا زبان بگشا به هر چه مىخواهى . 27 ، 62 - گفت شاگردان خود را : كسى كه جمع آرد از براى شما از روى محبت راهى را « 41 » ، شما نيز جمع آريد از براى او از روى محبت راهى را .
--> ( 40 ) - اساس : نيز او از فرا گرفتن . ( 41 ) - اساس : « را » ندارد .